دلتنگی و متن بلندبالای «محسن چاوشی» برای مادرش

دلتنگی و متن بلندبالای «محسن چاوشی» برای مادرش

محسن چاوشی با انتشار این عکس در صفحه اش نوشت: مادرم کو؟
مادر مریض شده ام و باز یاد تو افتاده ام ! عیش و نوش هایم همه تمام شده اند ..
و شکست خورده و آشفته نمیدانم به کجا بروم! کسی بگردنش نمیگیردم از دهان دامنها نیز
افتاده ام و دامنی بسیار میخواهم برای اشک های بسیارم !
من همه اش افتاده ام کسی بلند نمی کند مرا و نمی تکاندم.
زخمی و خاکی آمده ام که بلند کنی ام و بتکانی
کودک ناسپاست را!
شهد ها و شکرها با دیگران و زخم ها با تو .
گُه میخورد کسی که اینگونه است بگوید دوستت دارم ماما!
دامنهای کوچک گرفتنمان از تو ! و خود دامنی
شده اند کودکی را و بیچاره من! که دستم جدا شده از دستت و گم شده ام از تو ..
و از دور میشنوم گفته ای که خوب خوابیده است!؟ ، گرسنه نماند مریض نباشد پاره ی جگرم ، از دور حس میکنم رنجش را و دردش را !
جگرش خون که میشود میفهمد جگرم خون است
مریض که میشود بزور میخندد تا نگران نشویم
و وقتی که میفهمیم یکی یکی پراکنده میشویم سوی دامنک ها و این راه و آن راه ها و لاابالی ها!
و در نهایت یکی بزور میماند و مشغول به “انرویدها” و “ او اس ها”

بی تاب میشود شماره میگیرد همه جگرانش را که لاابالی اش را که بنده ام بجوید و بجوید حال و احوالش را.

به صبوری ات نبود کسی و نمی آید!
هر چه میکردم مقصر دیگران بودند و  چه دلیرانه
فاش نمیکردی همه رازها و اسرارم را.

دیر دیدنت از خجالت  نیست ، از ناسپاسی است و
البته نیازمندی هایم به تو تمام شده است مثل همه نیازمندان تا خرشان از پل گذشت لگد میزنند صاحبانشان را!

از خودم به هم میخورد حالم ، حال که باید محبتت بکنم همه را خرج محبت فروشان کرده ام و بعد از لگدها ، زخمی و خاکی بسوی تو میدوم!

مگر محبتت کم بود که محبت را در ناکجا آبادها
میجستم؟! کاش بی نیاز نمیشدمت و هر روز میدیدمت ماما!
ماشین رخت شویی زنده آشپزخانه غمگین قرص های بی خوابی
ببخش مرا !

منبع: instagram.com

بازدید کلی 11 , بازدید امروز 1

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.