پنجشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۶

۱۰ جمله از نابغه مشهور که تفکرات او را برملا می کند

۱۰ جمله از نابغه مشهور که تفکرات او را برملا می کند
در طول تاریخ، جهان دانشمندان و پژوهشگران بسیار زیادی را به خود دیده است، اما به جرات می توان گفت که هیچ یک از آن ها نتوانستند جایگاه آلبرت اینشتین را پیدا کنند.

فیزیکدان آلمانی توانست در طول حیات خود خدمات زیادی به بشریت ارائه کند و مسائلی را کشف کرد که زندگی انسان ها را دگرگون ساختند. هوش او به قدری بالا بود که امروزه واژه «اینشتین» در فرهنگ عامه به معنای فرد نابغه و دارای هوش زیاد تفسیر می شود.

وی در زمینه های مختلفی اظها نظر کرده که شاید بتوان نظریه نسبیت و هم ارزی جرم و انرژی را مهم ترین آن ها دانست. بسیاری از ما با جنبه های علمی این اعجوبه آشنایی داریم، اما وی سخنان و نظراتی درباره مسائل گوناگون نیز به زبان آورده که کمتر کسی درباره آن ها آگاهی دارد.

درباره هدف

طبیعت تنها دم شیر را به ما نشان می دهد. اما من شک ندارم که این دم همان شیر است؛ گرچه آن شیر نمی­ تواند به علت بزرگی زیادش خودش را به ما نشان دهد.

درباره یقین

قوانین ریاضی در جایی که به واقعیت مربوط می شوند، به طور کامل قابل اطمینان نیستند و اگر قطعی باشند نیز ارتباطی با واقعیت ندارند.

درباره تواضع و فروتنی

به عنوان انسان، یک نفر خودش را با هوش کافی وقف نموده تا بتواند به طور واضح هوش نا کافی خود را در مواجهه با چیزهایی که وجود دارد، مشاهده کند (نامه به ملکه الیزابت بلژیک.)

درباره نسبیت

هنگامی که مردی برای یک ساعت کنار دختری زیبا می نشیند، زمان بسیار سریع می گذرد و ۱ ساعت تنها یک دقیقه به نظر می رسد. اما اگر او را ۱ دقیقه بر روی اجاق داغ قرار دهید، این میزان به اندازه تمام ساعت ها خواهد گذشت. به این موضوع نسبیت می گویند.

درباره موفقیت

اگر A را معادل موفقیت در نظر بگیریم، آن گاه می توان معادله را به این صورت نوشت: A= X+Y+Z که در آن X و Y نشان دهنده تفریح و بازی و Z علامتی برای بسته نگه داشتن دهان هستند.

درباره راز

تجربه های اسرار آمیز بهترین تجربه ها هستند. مرموز بودن را می توان منشا هر هنر و علم دانست. کسی که این موضوع را درک نمی کند و یا دیگر نمی تواند آن را تجربه نماید، از نظر من مرده و چشمانش تیره شده اند.

درباره تنهایی

احساس من درباره عدالت و مسئولیت های اجتماعی، همواره به صورت عجیبی با عدم برقراری ارتباطات مستقیم با جامعه و دیگر انسان ها در تضاد بوده است. من یک مسافر تنها هستم و هیچ گاه به خانواده، دوستان، کشورم و حتی بستگان نزدیکم تعلق نداشته ام. در مقابل تمام آن ها، من هیچوقت حس دوری و نیاز به تنهایی را از دست ندادم.

درباره ظاهر

اگر به ظاهرم بیش از حد توجه می کردم، دیگر خودم نبودم.

درباره تفکر

من به ندرت درباره کلمات فکر می کنم. فکر خودش می آید و من کلمات را با استفاده از آن بیان می کنم.

درباره زندگی

راز شاد زیستن این است که از زندگی کنونی خود لذت ببرید و ذهنتان را درگیر مسائل آینده نکنید.

منبع: روزیاتو

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.